هورایزن زیرو داون چالش برانگیزتر از بازی Killzone: Shadow Fall بوده است

بازی Killzone: Shadow Fall

در ابتدای بازی Killzone: Shadow Fall ما با یک نمایش جذاب را مشاهده کردیم که سرزمین وکتا را در یک نمای باز برای ما به نمایش می گذاشت.

بازی Killzone: Shadow Fall

 

هورایزن زیرو داون چالش برانگیزتر از بازی Killzone: Shadow Fall بوده است

گوریلا گیمز توانست با تولید بازی Killzone: Shadow Fall نام خود را جز اولین استودیوهای ثبت کند، که برای کنسول پلی استیشن ۴ بازی عرضه کرده است.
اقای هرمن هالست که یکی از مدیران این استودیو می باشد، بیان داشته که تولید بازی Horizon: Zero Daw انها را نسبت به ساخت پارت آخر سری بازی های بیشتر به چالش کشیده است، و این مطلب را بیان کرده است که این بازی به نحوی خلاصه ای از بخش ها و آیتم های جدیدی می باشد که روی آنها فعالیت می کنند. در این بازی از سبکی جدید و Open world (جهان باز) استفاده شده است. ابتدا بر این باور بوده اند که ساخت بازی  Killzone: Shadow Fall دشوارترین کاری بوده است که تا کنون در استودیو انجام داده اند، اما با بررسی بازی Horizon: Zero Daw متوجه شدیم که در تمام بخش ها این بازی پر چالشتر و دشوارتر از سری بازی های Kilzone بوده است.
ابتدا قصد داریم شما را با بازی kilzone:shadow fall آشنا کنیم، پس با ما همراه باشید.
یکی از بازی های پرطرفداری که برای نسل هشتم کنسول ها در ۲۰ فوریه سال ۲۰۱۳ در مراسم رونمایی PS4 توسط شرکت سونی ارائه شد بازی kilzone:shadow fall بود، که امروزه این سری بازی ها طرفدارهای خاص خود را پیدا کرده است. این بازی ابتدا برای کنسول PS2 ارائه شد که از همان زمان نظر بسیاری از کاربران را به خود جلب کرد، سپس دو شماره از این بازی برای کنسول PS3 ارائه شد، از همین رو کاربران بیشتری جذب این بازی شدند. اما استودیو سونی و گوریلا گیمز با همکاری هم تصمیم گرفتند که یک ورژن spin-off از این بازی ارائه کنند. اما این سؤال به وجود می آید که این ورژن فرعی از بازی توانایی های ورژن اصلی و نسخه های قبلی را دارد یا نه.
در ابتدای بازی Killzone: Shadow Fall ما با یک نمایش جذاب را مشاهده کردیم که سرزمین وکتا را در یک نمای باز برای ما به نمایش می گذاشت. Vekta سرزمینی است که اتفاقات بازی در انجا رخ می دهد. در همان ابتدای بازی یک حامل هواپیمایی ما را به کی پایگاه منقل می کند، در این صحنه ها روی همه چیز به صورت ظریف و خارق العاده ای کار شده است و تمام بخش ها طبیعی به نظر می رسد. این گیم پلی با انفجارها، تخریب ها و بناهای آن این حس را به ما می دهد که با یک بازی جذاب و هیجان انگیز روبرو هستیم.
شروع داستان بازی Killzone: Shadow Fall بعد از رویدادهای است که در شماره ۳ کلیزون رخ داد و جنگ بین وکتان ها و هلگان را روایت می کند. در ابتدای بازی کاراکتر اصلی بازی (لوکاس) به همراه پدرش قصد دارند که از دست نیروهای هلگان فرار کنند و از دیواری که بین انها و سیاره وکتان کشیده شده عبور کنند، اما پدر او توسط نیروهای هلگان کشته می شود، در این بین فردی با نام Sinclair  که یکی از افسران سیاره وکتان است جان لوکاس را نجات می دهد و تصمیم میگرد که همیشه از او مواظبت کند. پس از گذشت چند سال که لوکاس بزرگ می شود، به خدمت ارتش وکتان در می آید. در این بین او برای انجام مأموریت و کسب اطلاعات از نیروهای هلگان خود را تسلیم آن ها میکندو پس از مدتی با یکی از نیروهای هلگان (echo) که توسط وکتانها اسیر شده معاوضه می شود. باید این موضوع را بیان کرد که استان این بازی به شکل مناسبی اغاز نمی شود و در واقع شروع خیلی بدی دارد و بسیار نامفهوم می باشد. اما پایان بد آن وضعیت را از بد، بدتر کرد و به نحوی علاقه دوستدارن این بازی را تا حدی کاهش داد. یکی دیگر از مشکلات این بازی شخصیت پردازی بازی است، به این صورت که کاربران نمی توانند به سادگی با کاراکترهای بازی مانند لوکاس و سایر شخصیت ها ارتباط برقرار کنند. یکی از نقاط قوت ورژن های مختلف بازی کیلزون بخش چند نفره آن ها بوده است، اما تا کنون اطلاعی در مورد بخش چند نفره پخش نشده است، اما باید منتظر بود.
در اینجا قصد داریم بازی Horizon: Zero Dawn را بررسی کنیم.
در واقع باید گفت این بازی یک ریسک برای استودیو سازنده آن بوده است، زیرا ممکن بود این بازی باعث بدنامی آن شود اما استودیو گوریلا گیمز با به کارگیری نهایت دقت و قدرت خود این بازی را طراحی و وارد بازار کرد.
طرفداران بازی های مختلف شاید به خاطر داستان بازی، گرافیک بازی، کارکتر بازی و بعضی نکات اینچنینی جذب آن شوند، اما بازی Horizon: Zero Dawn یک بازی بسیار کم نقص می باشد که سازندگان آن به تمام این بخش ها به خوبی پرداخته اند، به صورتی که کاربران به راحتی مجذوب بازی می شوند. این بازی از آن دسته از بازیهاست که از چندین سبک در آن استفاده شده است و سازندگان به خوبی همه این سبک ها را پیاده سازی کرده اند. در واقع یک بازی سوم شخص، ماجراجویی و هیجان انگیز است که هر بازیکنی را شیفته خود می کند.
کاراکتر اصلی بازی (ایلوی) یکی از بهترین بخش های بازی است که هر کاربری به راحتی با آن انس می گیرد و نیازی نیست که شما نسخه های قبلی بازی را انجام داده باشید و یا داستان آن را مطالعه کرده باشید، فقط کافیست بازی را شروع کنید، شما به راحتی با آن ارتباط برقرار خواهید کرد.
داستان این بازی هزاران سال بعد از دنیای امروزی آغاز می شود. در واقع دنیای امروزی به صورت کامل نابود شده و رباتها بر دنیا سلطه پیدا کرده اند. ایلوی اطلاعی در مورد زادگاه و خانواده خود ندارد. افراد قبیله ای که با آنها زندگی می کند به او اهمیتی نمی دهند. در میان قبیله شخصی به نام راست سرپستی ایلوی را بر عهده دارد و او را مانند دختر خودش دوست دارد.
کاربران از بازی انتظار یک داستان منظم و منطقی داشتند. ایلوی دستگاهی که اطلاعاتی در مورد گذشته و تمدنی که نابود شده را به صورت تصاویر هولوگرافیک برای او نشان می دهد، پیدا می کند. ایلوی در این بین داستانهای را بیان می کند که کسی تا بحال آن ها را نشنیده و هیچکس جز ایلوی قادر به دیدن آنها نیست. وقتی ایلوی بزرگ می شود و به دختری شجاع و بی باک تبدیل می شود با اتفاقات روبرو می شود. ایلوی تصمیم می گیرد که به دنبال گذشته خود یعنی فهمیدن این موضوعات که چه بلایی سر خانواده اش آمده و این ربات ها چگونه بر جهان سلطه پیدا کرده اند؟ جستجو کند.
در دل این داستان، داستان های متعدد کوچک و بزرگ فرعی گنجانده شده است، که شما را وارد جهانی خارق العاده می کنند. این موضوع اغراق است که بگوییم تمام این داستان ها زیبا و سرگرم کننده است، بلکه برخی از این داستان ها بسیار خسته کننده است. از طرفی کاراکترهای که با آنها روبرو می شوید از نظر فیزیک و ظاهر به خوبی طراحی شده اند اما روی حس زنده بودن و پویایی آنها مناسب نیست. اما این کاراکترها آیتم های اصلی بازی هستند. سعی کنید با افرادی که به داستان ربطی ندارند گفتگو نکنید چون باعث خستگی شما می شود و شما را از داستان دور می کنند. المان های زیادی هستند که دیالوگ های آن توسط شما انتخاب می شوند از جمله کاراکتر اصلی بازی یعنی ایلوی. اکثر این دیالوگ ها برای اطلاع پیدا کردن از پیچش های داستان و کسب جزئیات داستان بازی و مأموریت های است که بایدانجام دهید و تعداد دیالوگ های که به صورت مستقیم روی روال اصلی داستان تأثیر می گذارند خیلی کم است. اما به هیچ وجه این موضوع ضعف بازی نیست و روند بازی را دچار اختلال نمی کند.
اما بخشی که همه کاربران آن را دوست دارند، گرافیک و جلوه های ویژه ای است که در بازی Horizon: Zero Dawn به کار گرفته شده است. درواقع گرافیک بازی نیازی به تعریف و تمجید ندارد، فقط کافی است مدت زمان ۵ دقیقه بازی را انجام دهید و با ربات ها مبارزه کنید، ان موقع به زیبای گرافیک آن پی خواهید برد. آنقدر خوب روی گرافیک و جلوه های بصری این بازی کار شده که نظر هر کاربری را به خود جلب می کند.
زیبای و وسعت دنیای بازی به همراه گرافیک خارق العاده بازی باعث شده که این بازی به یکی از بهترین بازی های گرافیکال تاریخ تبدیل شود. ازجمله این کارهای گرافیکی می توان به جنگل ها، مناطق خشک، علف ها، کوهستان های سرد، حیواناتی که در حوالی شما پرسه می زنند و … اشاره کرد. استودیو سازنده بازی یعنی گوریلا گیمز طراحی های پسااخرزمانی گوریلا را فراموش نکرده است؛ شهرهای است که به نحوی زیر قدر طبیعت نابود شده اند و گیاهان و درختان از بین آهن ها و بتن ها بیرون زده اند که این موضوع قدرت و توانایی طبیعت را برای همگان به نمایش می گذارد. سیر تغییر شب و روز یکی دیگر از زیبای های بازی است، که بازیکنان در طول روز و شب با طبیعت متفاوتی روبرو می شوند. شما در روز با جریان ها و اتفاقات هیجان انگیزی مواجه می شوید و از طرفی می توان شب های این بازی را جز ساکت ترین و قشنگترین شب های دنیای بازی نامید. اما از همه مهترین این نکته است که شما در این بازی با هیچ باگ و نقص آزار دهنده ای مواجه نخواهید شد.
بخش جذاب دیگر بازی مهمات و سلاح های متعددی است که در اختیار دارید، که در شرایط و استراتژی مختلف می توانید از آنها استفاده کنید. شما می توانید با استفاده از مین ها و … در مسیر خود تله گذاری کنید و دشمنانی که به دنبال شما هستند را از پای در آورید. مثلاً شما می توانید الوارهای چوبی که روی سر دشمناتان قرار دارند را با شلیک کردن بریزید و دشمنان را از بین ببرید.

بازی Killzone: Shadow Fall
بازی Killzone: Shadow Fall

ربات ها یکی از المانهای مهم این بازی هستند. وجود رباتها موجب پویای و جذابیت دنیای زیبای بازی شده است. ربات های گوناگونی در این بازی وجود دارند که هر یک نقاط قوت و ضعفی دارند. گوریلا گیمز قید کارکترهای قدیمی و تکراری مانند اندرویدی ها و … را زده و از نسل دایناسورها و حیوانات ریز و درشت دیگر الهام گرفته است.
از بحث گرافیکی بازی بگذریم، صداگذاری های بازی نیز زیبایی منحصر به فردی دارد از جمله می توان به صداگذاری ایلوی اشاره کرده که باعث شده که این کاراکتر جذابیت خاصی پیدا کند. صدا پیشه این کاراکتر به خوبی کار خود را انجام داده است و توانسته نقش خود را به خوبی ایفا کند.
در پایان به راحتی می توان گفت به تمام بخش های این بازی از گیم پلی آن تا داستانش به خوبی پرداخته شده است و مطئنا یکی از بهترین بازی های تاریخ دنیای بازی است.

  مانی
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 × 2 =