معرفی و بررسی بازی Dear Esther ساخته استودیوی The Chinese Room

بازی Dear Esther

در بازی Dear Esther باید بیننده و شنونده ی خوبی باشید و در یادآوری جزئیات و ارتباط اتفاقات با یکدیگر ماهر بوده و بتوانید به سرعت رابطه ها را کشف کرده و مسیر بازی را ادامه دهید. سرعت مجاز شما برای کشف حوادث و مناطق جدید، به اندازه ی قدم زدن است. فقط قدم بزنید، فکر کنید و از مناطر و طبیعت اطراف تان لذت ببرید.

بازی Dear Esther
بازی Dear Esther

سپری شدن روزهای خوب زندگی، رخ دادن اتفاقات ناگهانی و فاجعه بار، ازدست رفتن ها، مردی تنها و از دنیا بریده، تمامی این عنوان ها را هزاران بار شنیده ایم و داستان های تکراری مختلفی هم در مورد آنها شکل گرفته اند. کم کم این موضوع ها جذابیت خود را از دست داده اند و کسی هم زیر بار ساختن فیلم یا بازی با چنین عنواوین کلیشه ای و تکراری نمی رود. از طرفی هم مخاطبین گوشی برای شنیدن موضوعاتی ندارند که ممکن است بارها بارها در زندگی واقعی خود با آن روبرو شده باشند. گاه تکراری بودن عنوان دل زده شان کرده است و گاه شدت غمناک بودن یا فاجعه بار بودن حادثه قابل تحمل نیست.

ساختن فیلم یا بازی ویدئویی که در خود این موضوعات خسته کننده را داشته باشد، جسارت می خواهد. هر کسی می تواند دست به قلم شده و کسی داستان سرایی کند و در آخر ترکیبی ناموزون از یک مشت عنوان های بی ربط و با ربط به هم، تحویل دهد. اما بعید است کسی بتواند از چنین موضوعات کلیشه ای محصولی تولید کند که نه تنها تکراری نباشد بلکه در عین آشنا بودن، جدید و تازه باشد. حال اگر به یک شاهکار هم تبدیل شود و نام آوازه گردد، جای بسی تعجعب دارد.

تنها استودیوی The Chinese Room بود که توانست با ساخت یک بازی اکتشافی یا به عبارت بهتر شبیه سازی پیاده روی، به موفقیتی دست یابد که زبان زد خاص و عام شود. قسمت عجیب ماجرا این است که رسما از گیم پلی خبری نبود و تمام تمرکز این شرکت، بر داستان و روند اتفاقات تمرکز داشت. کاربران مانند یک بچه ی حرف شنو می نشستند و با تمرکز زیاد، شخصیت های بازی را در جهتی که تعیین می شد حرکت می دادند تا به سلامت به مقصد خود برسند یا به هدف مهمی که در نظر گرفته شده بود دسترسی پیدا کنند! حتی بعد از این همه تعریف از این بازی معروف، باز به این نتیجه می رسید مگر می شود چنین بازی منفعلی به یکی از بهترین های صنعت بازی های ویدئویی تبدیل شود!

موفقیت این بازی دلایل مختلفی داشت. یکی از آنها این بود که سبکی آشنا برای بچه های بیست سال پیش بود. البته نوع جدید آن. علت دیگری که باعث کشش افرادی غیر از بازی دوستان این صنعت شد، جاذبه ی داستانی آن بود. افراد می توانستند مانند یک فیلم سینمایی از آن لذت ببرند و گاهی هم حرکتی را انجام دهند.

خوب استودیوی The Chinese Room پایه گذار سبکی شد که اکنون در صنعت مدرن امروزی بخش مهمی را به خود اختصاص داده است. شاید علت این پیشرفت را بتوان انعطاف پذیری و ارائه ی تجربه های مختلف دانست.

در بازی Dear Esther باید بیننده و شنونده ی خوبی باشید و در یادآوری جزئیات و ارتباط اتفاقات با یکدیگر ماهر بوده و بتوانید به سرعت رابطه ها را کشف کرده و مسیر بازی را ادامه دهید. سرعت مجاز شما برای کشف حوادث و مناطق جدید، به اندازه ی قدم زدن است. فقط قدم بزنید، فکر کنید و از مناطر و طبیعت اطراف تان لذت ببرید. نگاهی تازه به آبشارهای زیبا و دامنه ی سرسبز کوه ها داشته باشید و از ساحل با موج های غران آن حسابی کیف کنید. همین گرافیک زیبا است که بازی Dear Esther را به صحنه های رویایی و خیال انگیز بدل کرده است. نامه های نوشته شده ی شخصیت اصلی داستان برای همسر به قتل رسیده اش، انزوای او در یک جزیره ی متروکه و هماهنگی موسیقی تاثیر گذار آن در قسمت های مختلف داستان، احساسات هر مخاطبی را تحریک می کند. او را با دنیای نویسنده شریک کرده کرده و وادار می کند داستان را تا انتها دنبال کند.

بازی Dear Esther
بازی Dear Esther

داستان بازی Dear Esther

داستان دارای نکته های مرموزی است که از پس نامه هایی که راوی می خواند، قابل فهم و کشف است. در این نامه ها که به کسانی اشاره می شود که برای شما آشنا نیستند و شما این شخصیت ها را در طول بازی مشاهده نکرده اید. یکی از این شخصیت ها ” دانلی ” است که راوی به وسیله ی کتاب نوشته شده توسط او، برای بیننده در مورد جنگل توضیحاتی را می خواند. شخصیت دیگری که برای مخاطب این بازی بیگانه است، شخصیت ” پل ” است که در خلال داستان به این نتیجه می رسید او راننده است و یکی از افرادی بوده که در قتل همسرش نقش داشته است. چوپانی که در این جزیره زندگی میکند ” جاکوبسن ” نام دارد و در این داستان شما به تفصیل با جزئیات زندگی این مرد قرن هیجدهمی آشنا می شوید. اما به تدریج این شخصیت ها کنار رفته و نقش شخصیت اصلی داستان پر رنگتر می شود.

به این ترتیب شما مجبورید با همین داشته ها و اطلاعاتی که راوی در اختیارتان قرار داده، معماهای داستان را حل کرده و برای ابهامات و نکات تاریک ماجرا، جواب پیدا کنید. همین دسته و پنجه نرم کردن با ماجرا هاست که این بازی، داستان محور و راز آلود را جذاب تر کرده و کاربران زیادی را به سمت خود می کشاند. گرچه سرعت بازی و حرکت شخصیت ها به آرامی انجام می گیرید اما خسته کننده نبوده و به شنونده این فرصت را می دهد که به کشف و شهود برسد.

داستان مردی تنها که در جزیره ای در غرب اسکاتلند گیر افتاده است شاید تکراری باشد، اما تنهایی او و عوامل خطرناکی که او را احاطه کرده اند و به تدریج باعث تسلیم شدنش می شوند، جزیره ای متروک که در دل خود مناطق ترسناک و بکری دارد می تواند نقاط جاذب برای کاربران آن باشد. همانطور که نظر کارشناسان و منتقدین را به خود جلب کرد!

به هر حال این بازی از ابتدا برای کامپیوتر های شخصی ساخته شد. پس از استقبال خوبی که از آن شد، سازندگان آن تصمیم گرفتند نسخه ی تجاری آن را از نو بسازند و برای کامپیوترهای شخصی ویندوزی، لینوکس و مک ارائه شد. بر خلاف بازی های دیگر این صنعت، انتشار بازی Dear Esther بود که راه شهرت استودیوی The Chinese Room را هموار ساخت و این استودیو را به شهرت جهانی رساند. این ژانر، تجربه ای موفق بود که راه را برای دیگر شرکت های سازنده ی این قبیل بازی ها باز کرد.

اگر به این بازی داستان محور علاقه مند شدید و از کاربران کنسول بازی هستید، نگرانن نباشید. استودیوی The Chinese Room اعلام کرده است این بازی را برای کنسول های ایکس باکس وان و پلی استیشن ۴ ارائه خواهد کرد. این بازی توسط کمپانی کرو دیجیتال منتشر خواهد شد.

  مانی
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 × یک =