نقد و بررسی بازی Returnal

بررسی بازی Returnal

در رابطه با بررسی بازی Returnal باید بگوییم که چرخه بازی به طور ناگهانی شروع می‌شود. داستان درباره یک کشتی فضایی تصادفی در یک سیاره مرموز است. هیچ هدفی جز ردیابی سیگنالی به نام سایه سفید (White Shadow) ندارید. فقط عقلتان و سلاحی که از جنازه‌ای که شبیه به خودتان است برایتان باقی می‌ماند و به شما کمک می‌کند تا زنده بمانید. زمانی که با اصول اولیه این بازی روگ‌ لایک آشنا شدید و یاد گرفتید که چگونه فضانوردی به نام سلین را در محیط اطراف کنترل کنید، یک هیولای درخشان به سمتتان می‌آید و ماموریت اصلیتان برای خارج شدن از کابوسی که در آن با بیگانگان در یک روز تکراری گیر افتاده‌ اید، آغاز می‌شود.

با اینکه احتمالا فیلم کلاسیک بیگانه از Ridley Scott بارزترین مرجع تصویری این بازی است، از حیات‌ وحش لزجش که همانند یک تخم‌ مرغ فاسد است گرفته تا منوهای مبهم سبز‌ رنگ بازی- اما تکمیل بازی Returnal کار آسانی نیست. در حالی که این بازی اکشن میزان آدرنالین خونتان را افزایش داده و گوی‌های فلورسنت روی صفحه‌ نمایشتان محیط تاریک و خشن بازی را کمی روشن می‌کنند، داستان بازی از طریق فلاش‌ بک‌های کوتاه و شومی زندگی روی زمین را به نمایش می‌کشد.

همچنین بازی به گونه‌ای ساخته شده است که همواره دنیای جهنمی بازی Hades را یادآوری کرده و در آن، هر بار مرگ اطلاعات جدیدی به شما می‌دهد و تمام این عوامل بر روی بازیتان تاثیر خواهند داشت. البته در ابتدا به‌ نظر می‌رسد که این عوامل با یکدیگر در تضاد هستند، اما آن‌ها گرد هم می‌آیند و یکی از عجیب‌ترین بازی‌های معروف سونی تمام دوران‌ها را ایجاد می‌کنند.

زندگی در White Shadow خودتان

دلیل اصلی محبوبیت بازی Returnal، نبردهای آن است و تحولی در سبک اصلی کمپانی Housemarque محسوب می‌شود و پویایی خطر/پاداش قابل‌ توجهی را برایتان فراهم می‌کند. کشتن دشمنان باعث افزایش سطح آدرنالین سلین شده، که برای شما مزایایی از قبیل ایجاد پنجره بارگیری مجدد بزرگ‌تر یا حملات بهبود یافته فراهم می‌کند. اما اگر یک ضربه بخورید باید مجددا تمام آن‌ها را بدست آورید.

ترکیبی از سلاح‌های متعادل و دشمنان چالش‌ برانگیز را نیز به بازی اضافه کنید که البته فقط زمانی که صفحه‌ نمایشتان مملو از آن‌ها شد با حجم واقعی فاجعه مواجه خواهید شد و چرخه مبارزات بازی به‌ گونه‌ای است که شما با خوشحالی خودتان را در آن غرق می‌کنید. ابتدا سلین کارش را با یک تپانچه آغاز می‌کند اما سلاح‌های زیادی درون محیط بازی پراکنده شده‌ اند که نقاط قوت و ضعف مشخصی دارند و می‌توانید آن‌ها را پیدا کرده و از آن‌ها استفاده نمایید. با گذشت زمان، به لطف ویژگی‌های دائمی‌ای که با استفاده از این سلاح‌ها باز می‌کنید، سبک بازی خود را توسعه خواهید داد.

به عنوان مثال، ما اسلحه Electropylon Driver به طور مخفف EPD را به عنوان سلاح اصلی خود انتخاب کردیم. این سلاح با گذشت زمان آسیب‌ها را جبران می‌کند و می‌توانید از آن جهت ایجاد تله برای دشمنان استفاده کنید و عملکردش به گونه‌ای است که خوشه‌هایی را درون زمین فرو می‌کند و زمانی که دشمنان به هم نزدیک می‌شوند این خوشه‌ها از طریق یک جریان به هم متصل خواهند شد.

این به ما امکان می‌دهد تا به مقدار مناسب از دشمنان فاصله بگیریم و می‌دانیم که می‌توانیم عقب‌ نشینی کنید و حتی اگر فقط چند ضربه به آن‌ها وارد کرده باشیم هم بازهم آن‌ها آسیب خواهند دید. با این حال، EPD سلاح خوبی برای مبارزات فاصله نزدیک نیست و با توجه به اینکه دشمنان زیادی وجود دارند که به سمت‌مان حمله‌ور شده و در زیرپایمان غواصی می‌کنند و در اثر ضربه منفجر می‌شوند، باید مواظب باشیم که در میان آن‌ها غرق نشویم. البته اگر پرخاشگرتر هستید می‌توانید روی ارتقای ویژگی‌های سلاح Spitmaw Blaster، یک شاتگان قدرتمند که در شلیک از فاصله نزدیک ویرانگر بوده و برای فواصل دور همانند یک تفنگ پلاستیکی است، تمرکز کنید. هیچ استراتژی‌ای کامل نیست و این به شما اجازه می‌دهد تا با بازی Returnal به سبک خودتان کنار بیایید و هرگز حس نخواهید کرد که کار با سلاح برایتان آسان است.

بررسی بازی Returnal و ارگانیسم‌های بی‌نقص

در هنگام عبور از شش بیوم بازی، دشمنان چالشی واقعی محسوب می‌شوند، از دشمنان گله‌ای که برای از بین بردنشان باید چند بار به آن‌ها ضربه بزنید گرفته تا روسای جانبی دیگری که برای از بین بردنشان نیاز به پرخاشگری و چابکی بیشتری دارید. هیچ موجودی یک چالش ناچیز نیست و هر یک از آن‌ها می‌تواند سریعا شما را به پایین بکشد. مخصوصا اوایل بازی که در حال غواصی، گشت و گذار و (زمانی که قفل قلاب را باز کردید) پرش در مناطق آلوده هستید، واقعا احساس خطر خواهید کرد. اما زمانی که شما فعال هستید و بهترین عملکردتان را دارید، بازی به گونه‌ای به نظر می‌رسد که انگار تحت کنترلتان است و حس نمی‌کنید که تحت چالش هستید.

بررسی بازی Returnal

با این حال، مسائل ناامید کننده‌ای نیز وجود دارد که باعث می‌شود در هنگام مرگ ضجه بزنید. به عنوان مثال این بازی هرگز مشکل تیراندازی ۳ بُعدی را حل نکرده و ممکن است گلوله‌ای که از خارج صفحه‌ نمایش به سمتتان شلیک شده است به شما برخورده کرده و باعث مرگتان شود. اگر این مسئله جزئی به‌ نظر می‌رسد، پس بهتر است به سراغ طراحی صحنه برویم. محیط‌های مختلف بازی که به اندازه کافی جذاب‌اند و اگر به طور مکرر نیز به آن‌ها نگاه کنیم خسته نمی‌شویم، در هنگام فرود بی‌انتهای تیرها خطرناکند. بیش از چند بار پیش آمده که ما مجبور شدیم خودمان را از مقابل موج موشک‌ها نجات دهیم فقط به این دلیل که صخره پشت‌ سرمان را نمی‌دیدیم. باید تایید کنیم که اکثر اوقات حواسمان به محیط اطراف نیست و این موضوع برخی از اقدامات عالی‌مان را تحت تاثیر قرار داده و تضعیف کرده است.

مشکلات فضایی

به همین ترتیب، این مسائل با موارد تصادفی زیادی در ساختار بازی ترکیب می‌شوند. هر بار که شما در بازی Returnal می‌میرید، سلاح‌ها و تمام پاراسایت‌هایی (موجوداتی که به شما وصل می‌شوند و اثرات خوب و بدی به همراه دارند) که پیدا کرده‌ اید را از دست خواهید داد. در بازی چند ارتقای دائمی وجود دارد اما به طور کلی تمام پیشرفت‌هایتان پس از مرگ، مجددا تنظیم شده و به حالت اولیه باز می‌گردد. اگرچه این اتفاق در بازی‌های روگ‌ لایک غیر عادی نیست اما بدان معنا است که چرخه بازی به شدت تحت تاثیر این عوامل است، مخصوصا هنگامی که برخی از وسایل آلوده می‌شوند و این یعنی که شما می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید اما در صورت استفاده از آن‌ها یک مشکل عملکردی برایتان پیش می‌آید که بازی را سخت‌تر خواهد کرد مثلا ممکن است نقشه‌تان خراب شود و یا سرعت خنک‌ شوندگی سلاحتان کاهش یابد.

ما در چند چرخه اول بسیار با این موارد درگیر بودیم و سپس پاراسایتی را کشف کردیم که مزیتش تعمیر خودکار بود و عیبش این بود که نمی‌توانست آسیب‌ دیدگی ناشی از سقوط از پرتگاه را تعمیر کند. این یک مزیت عالی است و عیب آن قابل چشم‌ پوشی‌ است و این بدان معنا است که اگر به طور محافظه‌ کارانه‌ای بازی می‌کردیم می‌توانستیم سه جهان اول بازی را طی یک چرخه تکمیل نماییم. با اینکه اگر شما در مسیر خود به سراغ برخی از وسایل الحاقی بروید و آن‌ها را بردارید و یا اگر به آرامی حرکت کنید گاهی اوقات تعادلتان بهم می‌ریزد اما آنقدرها هم شما را از چرخه اصلی مبارزه منحرف نمی‌کند.

البته بازی Returnal صرفا شامل کشتار و راز و نیاز نیست. این بازی نیز همانند Hades قصد دارد در ساختار روگ‌ لایک یک داستان را به‌ طور کامل تعریف کند و این داستانِ جذاب است که به شما کمک می‌کند تا از لحظات شدید ناامیدی عبور کنید. داستان سلین از طریق نوشته‌هایی که در سراسر جهان پخش شده‌ اند و همچنین بخش‌های اول‌ شخصی که شما را درون خانه (که به طرز عجیبی در Atropos ظاهر شده است) او می‌برد که همانند نسخه ساده شده بازی P.T. بوده و شامل راهروها و مکان‌های تغییر شکل دهنده است، روایت می‌شود.

با اینکه سفر به درون آن خانه بسیار شبیه به فیلم Horror 101 است، برخی از راه‌های اشتباهی که به دلیل وجود عوامل ترسناک در پیش می‌گیرید باعث می‌شود که بازی رازآلودتر شده و دلتان می‌خواهد در هر چرخه جدید باز هم به دنبال کشف آن‌ها بروید.

قبلا هم چنین چیزی را دیده‌ اید؟

بررسی بازی Returnal

با اینکه تم اصلی داستان با ژانر علمی تخیلی آغاز می‌شود و سپس به آرامی به چیزی بسیار عالی‌تر و فتنه‌ انگیزتر تبدیل می‌گردد، اما شخصیت سلین از انزوای درون بازی رنج می‌برد. در حالیکه بازی Hades براساس گروهی از شخصیت‌های خنده‌دار شکل گرفته که شناختنشان نیز جذاب است اما بازی Returnal شخصیت سلین را جلو و مرکز خود قرار داده و فقط صدای خودش در طول بازی او را همراهی می‌کند.

او در اکثر مواقع بسیار اسرارآمیز است و کسی‌ است که مصمم است ماموریت خود را با اختیارات به ظاهر کمی انجام دهد. با اینکه این موضوع با روند داستان بازی هماهنگ است و ما انتظار نداریم که بازی‌ای که در آن به دنبال فرار از جهنمی مملو از بیگانگان هستیم، خنده‌دار باشد- اما بدان معنا است که عناصر انسانی شخصیت او به دلیل مخمصه‌ای که در آن گیر افتاده، به خوبی شکل نگرفته‌ اند.

باید اعتراف کنیم که با اینکه دوبار این بازی را به پایان رسانده‌ ایم و این پایان شامل روشن شدن جزئیاتی از بازی بوده است اما همچنان چیزهای کشف‌ نشده زیادی در بازی وجود دارد. بازی آخر موارد دائمی زیادی از جمله جزئیات و تهدیدهای جدیدی ارائه کرده که می‌توانیم به دنبال آن‌ها برویم. تا اینجا در تلاش بودیم تا جزئیات را لو ندهیم اما باید بگوییم که Returnal به موضوعاتی می‌پردازد که احتمالا از ژانر علمی‌-تخیلی انتظار نمی‌رود و به همین دلیل ما مشتاقیم که ببینم کمپانی Housemarque در آینده چگونه آن‌ها را کنار یکدیگر قرار می‌دهد.

دوگانگی

اگرچه بازی Returnal اساسا یک بلاک‌ باستر نیست، اما بزرگ‌ترین بازی انحصاری کمپانی سونی برای کنسول PS5 از زمان عرضه این دستگاه است و این بازی باید برای کسانی که به دنبال امتحان کردن کنترلر DualSense و هدفون‌هایشان هستند، تجربه رضایت‌ بخشی را فراهم کند. زمانی که درون بازی باران می‌بارد، به لطف اثر تکانشی کنترلر DualSense آن را حس خواهید کرد.

همچنین استفاده هوشمندانه از دکمه‌های تریگر به شما این امکان را می‌دهد تا با کشیدن کم دکمه LT هدفگیری نموده و سپس برای شلیک دوم کافی است که آن دکمه را به‌ طور کامل بکشید. اینکه در هنگام شلیک‌های پی‌در‌پی کنترلرتان به وزوز بیفتد، لذتی ساده و بی‌پایان برایتان به وجود می‌آورد. اگرچه صدای ۳ بُعدی در ابتدا کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، اما صدای پاراسایت‌ها و پهبادهایی که در دور دست‌ها به پرواز در‌آمده‌ اند باعث می‌شود که محیط بیگانه بازی غنی‌تر شود.

در حالی که کمپانی سونی علاقه زیادی به تاکید بر این عناصر بازی داشته است اما ممکن است این موضوع به عملکرد خوب و داستان جذاب کمپانی Housemarque لطمه بزند. درواقع بازی Returnal با سایر بازی‌های انحصاری چند سال اخیر کمپانی سونی فرق دارد و از ژانری استفاده نموده که اخیرا مد شده است و آن را نقطه شروع داستانی قرار داده که باعث می‌شود برای درک آن بیشتر تلاش کنیم و شامل جزئیات زیادی بوده، اما آن‌ها را پیچیده نکرده است. این برای تیم توسعه‌ دهنده گام رو به جلو و جسورانه‌ای است که در طول آن با اضافه کردن عناصر جدید، سعی کرده‌اند سبک بازی جذاب‌تر شود.

 

منبع: GamesRadar

سیما حسینی
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

8 − 3 =