جزئیات و بررسی عرضه بازی The Occupation Review – On The Clock PS4 کمپانی White Paper Games

The Occupation Review - On The Clock PS4

The Occupation یک بازی داستان‌محور است که ارزش چند بار تکرار کردن را دارد، گرچه در طراحی کانون اصلی توجه خود داستان است، اما تکرار آن خدشه‌ای به این مساله وارد نمی‌کند. بازی روایتگر داستان پخته و چالش‌برانگیزی است که خصوصیت ابهام و تدبیر را همزمان با هم دارد، در همان حال اجازه می‌دهد بعضی از مسائل را به تنهایی درک و تفسیر کنید.
در بیشتر قسمت‌های بازی نقش روزنامه‌نگاری را ایفا می‌کنید که سرگرم تهیه گزارش درباره حمله‌ای تروریستی به محوطه یکی از شرکت‌های آی‌تی معروف است. یکی از کارمندان این شرکت که از کشوری دیگر به آمریکا مهاجرت کرده، در رابطه با این بمبگذاری دستگیر می‌‌شود، اما کسی به طور مخفیانه به شما اطلاع می‌دهد که مساله به این سادگی‌ها هم نیست.

The Occupation Review - On The Clock PS4
The Occupation Review – On The Clock PS4

به علاوه این شرکت مشغول جمع‌آوری اطلاعاتی بوده که به نظر می‌رسد با لایحه‌ پیشنهادی دولت بریتانیا ارتباط داشته باشد، این یک لایحه ضدمهاجرتی و ضد آزادی مدنی است که قرار است در پارلمان بریتانیا به بحث گذاشته شود. داستان به ظاهر در حال و هوای دهه ۱۹۸۰ نقل می‌شود، اما مسائلی که در آن مطرح می‌شوند به دنیای امروز اشاره دارد. این یک داستان هوشمندانه است که به شکلی استادانه و ظریف روایت می‌شود.
بازی اساسا داستانی معماگونه دارد و مخاطب باید به بررسی صحنه‌ها، جمع‌آوری سرنخ‌ها، تهیه مدرک و پرس‌و‌جو از شاهدان عینی بپردازد. برای شما ملاقات‌هایی با سه نفر از بازیگران اصلی شرکت در نظر گرفته شده است، در فاصله بین این قرارها می‌توانید اتاق‌های مختلف را جستجو کنید. البته باید به یاد داشته باشید که زمانتان محدود است و بهتر است هر چه زودتر تحقیقات خود را انجام دهید.
وقتی زمانتان به پایان می‌رسد (طول این زمان بین ۳۰ تا ۶۰ دقیقه است) بدون توجه به این که چقدر توانسته‌اید، درباره اتهامات اطلاعات به دست آورید، مصاحبه شما آغاز می‌شود. در ضمن برای این که بتوانید چیزی را به اثبات برسانید، باز هم در تعداد سوال‌ها با محدودیت روبرو هستید.
جستجو و کنکاش در اتاق‌های شرکت نیز خود چالش بزرگی است. این ساختمان‌ها در خود راهروهای تودرتو، ایست امنیتی، کانال‌های تهویه هوا، دالان‌ها و ساختمان‌های موقتی را جا داده‌اند و همین‌طور بخش‌هایی که فقط کارکنان اجازه ورود و خروج به آنجا را دارند.
این که باید یادتان بماند که چطور از اتاقی به اتاق دیگر و از طبقه‌ای به طبقه دیگر بروید، چطور وارد مناطق ممنوعه شوید یا از آن‌ها خارج شوید، چگونه می‌توانید یک کارت شناسایی را از جایی به سرقت ببرید و اگر لازم شد به چه شکل باید منبع برق اصلی را قطع کنید، همه و همه آزمونی است برای محک زدن حافظه شما. حتی وقتی با طرح اصلی قسمتی آشنایی داشته باشید، باز هم ممکن است به دلیل پیچیدگی طراحی ساختمان نتوانید به راحتی به چیزی که می‌خواهید دست پیدا کنید.
اما محیط بازی پلی استیشن به شکلی است که دوست دارید باز هم به گشتن و جستجو در آن ادامه دهید.
در ادامه اوضاع از این هم پیچیده‌تر می‌شود، اگر یکی از کارکنان شما را در منطقه‌ای ممنوعه پیدا کند (برای مثال اگر ببیند، در حال زیر و رو کردن کمد او هستید) از شما خواهد خواست تا محل را بی‌معطلی ترک کنید، اگر مقاومت کنید و به حرفش گوش ندهید، با بخش حراست تماس خواهد گرفت.
خوشبختانه مواردی وجود دارند که می‌توانید از آن‌ها به نفع خود استفاده کنید. مثلا ممکن است زیر یک میز دریچه‌ای باشد که می‌توانید با ورود به آن از اتاقی سر در بیاورید که درش قفل است یا شاید چند دقیقه‌ای زمان داشته باشید تا بتوانید وارد کامپیوتر یکی از کارکنان شوید و قبل از این که از دستشویی برگردد، ایمیل‌هایش را بخوانید. در بازی شاهد نکات ظریفی هستیم که باعث می‌شود حقیقتا حس یک کاراگاه باهوش را داشته باشیم.
برای مثال گاهی پیش از آن که دنبال مدرکی بگردید، باید پرده‌ها را پایین بکشید تا کسی نتواند شما را ببیند. اگر می‌خواهید توجه کسی به شما جلب نشود، بهترین راه این است که پاورچین و بی‌سروصدا به این سو و آن سو بروید. به خصوص استیو نباید متوجه شما شود، او یکی از ماموران بخش حراست است که همیشه در حال گشت زدن است و اگر در جایی باشید که حضورتان در آنجا منع دارد، شما را تا بیرون راهنمایی خواهد کرد.
او گاهی از دور هم می‌تواند شما را ببیند، در این صورت برای پرس‌و‌جو به سراغتان می‌آید، در این فاصله فرصت دارید تا از محل خارج شوید یا جایی را برای پنهان شدن پیدا کنید. سرقت کردن کار راحتی است، لازم نیست در این مورد خیلی نگران باشید، چون به راحتی می‌توانید الگوی رفت و آمد نگهبان‌ها را به خاطر بسپارید یا در تاریکی پنهان شوید. البته این وضعیت گاهی احمقانه به نظر می‌رسد، مثلا وقتی آشکارا به درون کمدی خزیده و مخفی می‌شوید، با آن که استیو در یک قدمی شما بوده و همه چیز را دیده است، وقتی به نزدیک کمد می‌رسد، می‌گوید: “نمی‌دونم کجا رفت.” و آدم را به یاد بازی قایم موشک بچه‌گانه‌ای می‌اندازد.

البته استیو همیشه هم انقدر احمق نیست. بعضی از مواقع وقتی تلاش می‌کنید زیر میز مخفی شوید، استیو می‌آید و می‌گوید، “من می‌دونم تو اینجایی،” و بعد وارد اتاق می‌شود و نور چراغ‌قوه‌اش را توی چشمان شما می‌اندازد و در حالی که شما را به خارج هدایت می‌کند، آخرین هشدارها را به شما می‌دهد. وقتی تمام داده‌هایی را که با مخفی‌کاری به دست آورده‌اید، کنار هم می‌چینید و با توجه به تصویری که از کل ساختمان در ذهن دارید به ارزیابی آن‌ها می‌پردازید، حقیقتا از خودتان احساس رضایت می‌کنید.
یک یادداشت مچاله‌شده در سطل آشغال می‌تواند به شما نشان دهد که یک نفر چیزی برای پنهان کردن دارد، ولی پس از آن که به شکلی وارد اتاقش می‌شوید، درمی‌یابید که پسورد کامپیوترش را ندارید، آن وقت است که باید فکر دیگری بکنید و چاره دیگری بیندیشید. با بررسی مجموعه مدارکتان که هروقت نکته قابل توجهی کشف می‌کنید، به‌روزرسانی می‌شود می‌توانید بفهمید که در قدم بعدی باید چه کاری انجام داد، اما این شواهد راه‌حل را در اختیارتان قرار نمی‌دهد.
وقتی چند مورد برای تحقیق کردن داشته باشید، شاید کار کمی برایتان سخت شود، اما در عین حال بررسی شواهد به‌دست‌آمده و سعی برای شناسایی مسائلی که از قلم انداخته‌اید نیز بسیار لذت‌بخش است.
با تمام این حرف‌ها تقریبا غیرممکن است که کسی بتواند در همان تلاش اول تمام سرنخ‌های مهم را جمع‌آوری کند و این یعنی مصاحبه‌های اجباری که با بازیگران کلیدی دارید، ناامیدکننده و به شکل دردناکی بی‌اثر خواهند بود.
هیچ راهی وجود ندارد تا بتوانید مصاحبه‌ای را دوباره انجام دهید، مگر آن که کلا بخواهید بازی را از نو آغاز کنید. بازی در همان ابتدای مصاحبه به صورت خودکار مرحله را ذخیره می‌کند و در این مورد هیچ اختیاری به شما داده نمی‌شود. وقتی زمان به پایان می‌رسد و متوجه می‌شوید هیچ سرنخی به دست نیاورده‌اید، پاک از خودتان ناامید می‌شوید. در این حالت یکی از راهکارهای که پیش رو دارید، این است که تسلیم شوید و از گزینه بازی مجدد استفاده کنید و این یعنی انتخاب گزینه “بازی مجدد.”

اما خیلی هم نباید نگران باشید. در تلاش دومتان احتمالا می‌توانید به سرنخ‌هایی برسید که ثابت می‌کند، شرکت در رابطه با بعضی چیزها دروغ می‌گوید. شاید هم بخش‌های جدیدی از سازمان را کشف کنید که در بار نخست متوجه آن‌ها نشده‌اید. ناگفته نماند که حتی در تلاش مجدد نیز این امکان وجود دارد که باز هم برخی مسائل از دیدتان پنهان بمانند.
پس حتی تلاش سوم هم می‌تواند سودمند باشد.
پیشنهاد می‌کنیم، هر بار که بازی می‌کنید، نکاتی را که به نظرتان مهم می‌آیند، یادداشت کنید. بگذارید حرفم را اصلاح کنم، هر چیز جدید دیدید بنویسید. بزرگترین مانع بازی PS4 زمان است. زمان می‌گذرد و نمی‌دانید چطور باید وارد اتاق شوید یا چگونه باید از سندی پرینت بگیرید. بنابراین زمانی که نوبت به مصاحبه می‌رسد، کاملا آماده نیستید، بازی هم بدون توجه به خواست شما مرحله را ذخیره می‌کند، به این ترتیب یک بار دیگر دل را به دریا می‌زنید و برای چهارمین بار تلاش می‌کنید و بعد پنجمین بار.
اما خوشبختانه هر دفعه چیز جدیدی کشف می‌کنید، سندی پیدا می‌کنید که اطلاعاتتان را بالا می‌برد، یا متوجه ارتباط دو نفر می‌شوید که چشم شما را به مسائل جدیدی باز می‌کند.
The Occupation از آن دست بازی‌هایی است که متوجه می‌شوید تمام وقت و فکر و ذکرتان را مشغول خود کرده است و بدون این که بدانید در تار و پودتان رسوخ می‌کند، تلاش می‌کند تا ساعت را به بازی گرفته و به این وسیله هیجان را افزایش دهد. ظاهرا زمان برای سازندگان بازی مساله مهمی است. ماجراها جالب هستند و ما وادار به همراهی می‌کنند. صداگذاری و به‌اصلاح دوبله شخصیت‌ها نیز یکی از جنبه‌های تاثیرگذار The Occupation است.

  مانی
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده + 20 =