جزئیات و بررسی پیچیدگی بازی Detroit Become Human PS4 کمپانی Quantic Dream

جزئیات و بررسی پیچیدگی بازی Detroit Become Human PS4 کمپانی Quantic Dream

کارگردان Detroit: Become Human، دیوید کیج از پیچیده بودن بیست برابری این بازی به نسبت هر بازی دیگر استودیو کوانتیک دریم خبر داده است. این بازی به صورت انحصاری برای پلی استیشن ۴ عرضه می شود. کوانتیک دریم (Quantic Dream) همیشه برای ارائه یک تجربه سینمایی از بازی ها، فراتر از گیم پلی شناخته می شود؛ دیترویت سعی نمی کند که کاربران را درگیر گیم پلی کند و توجه آن ها بیشتر در بخش داستانی است. به طور مثال می توان به Heavy Rain و به تازگی بازی Beyond: Two Souls اشاره کرد.
بازی ها هر دو دارای روایاتی دقیق هستند و همیشه از پایان های متفاوتی پشتیبانی می کنند. با این حال، احتمالا پروژه بعدی این توسعه دهنده بسیار فراتر از محصولات قبلی خواهد بود. در حین گفتگو GamesIndustry با موسس کوانتیک دریم و کارگردان بازی Detroit: Become Human، دیوید کیج این موضوع آشکار شد، وقتی که کیج در رابطه با طرح اولیه بازی script سخن گفت: باید صادقانه بگویم که این یک محصول بزرگ است. فقط تمام کردن طرح اولیه Detroit، بیشتر از دوسال طول کشید و این پروژه شش روز در هفته بود.
قطعا بیست برابر پیچیده تر از هر چیزی است که تا این لحظه انجام داده ایم. این برای رسیدگی به دست یک نفر بسیار زیاد است. او در ادامه سخنان خود تایید کرد که در این راه یک تیم برای «پیگیری شاخه های فرعی و یافتن ایده های خوب برای هر کدام» به کمک او می آیند: شما فقط می توانید ایده های خوب بسیاری را در یک روز داشته باشید، زمانی که تنها یک ذهن باشد. اینکه یک کار گروهی است، به من کمک می کند، اما این کار با چیزی خیلی شخصی آغاز می شود.
این بازی از نظر سبک و ساخت بازی، شرایطی همانند کارهای از قبل ساخته شده دیوید کیج دارد. به طوری که در حین بازی در موقعیت های سخت تصمیم گیری قرار می گیرید و انتخاب هایی که می کنید می تواند تاثیری مستقیم بر روی پیش بردن داستان و همین طور سرنوشت کاراکترها داشته باشند. Detroit: Become Human در آینده ای نزدیک در سال ۲۰۳۸ و در شهر دیترویت جریان دارد. در جایی که اندرویدها یا همان ربات هایی شبیه به انسان بسیاری از کارها را انجام می دهند و نقش پر رنگی در زندگی انسان ها دارند.
آنها همچنین در کنار انسان ها مشغول به زندگی هستند و در انجام کارهای مختلف به انسان ها کمک می کند. اندروید ها علاوه بر این کارهای گفته شده، توسط کمپانی ها برای هر شغل و مسئولیتی استفاده می شوند. از جراح گرفته تا پلیس و کارآگاه و خواننده. با این وجود، اوضاع به همین صورت دلخواه پیش نمی رود و بعد از مدتی اتفاقاتی عجیبی برای اندرویدها رخ می دهد؛ به طور مثال بعضی از آن ها گم می شوند یا بعضی دیگر رفتارهای عجیب و غریبی از خود نشان می دهند.
شروع داستان همان حکم آرامش قبل از طوفان را دارد، شروعی با ریتم آرام که سعی می کند مخاطب را با شخصیت و دنیای بازی آشنا کند و جذابیت های بازی از همین جا شروع می شود و گیم پلی را به دنیایی تازه و هیجان انگیز دعوت می کند. در طول این بازی ما با سه اندروید مختلف روبه رو می شویم؛ کارا اولین اندرویدی است که نشانه هایی از خود آگاهی را از خود نشان می دهد. اندروید دیگری به نام کانر که وظیفه اش از بین بردن اندروید هایی است که بر خلاف برنامه ریزی اولیه شان رفتارهایی را بروز می دهند.
سوم هم اندرویدی به نام مارکوس که به خودآگاهی رسیده است و قصد دارد بقیه اندروید ها را نیز همانند خودش آزاد کند. در Detroit: Become Human  گرفتن تصمیم نقش مهمی در بازی دارد و تصمیم گیری ها حتی می توانند باعث مرگ کاراکتری تا پایان داستان شوند. از سوی دیگر بر طبق سخن سازندگان تصمیم گیری ها در این بازی می توانند به چندین و چند نتیجه مختلف ختم شوند و دیترویت از این نظر در بین بازی های دیوید کیج، اثری منحصر به فرد است. با جلو رفتن در بازی، سرنوشت هر کدام از کاراکترها به نحوی به یکدیگر وصل می شود و تا حد بسیار زیادی به دست بازیکن شکل می گیرد.
در طول بازی با صحنه هایی مواجه خواهید شد که باید هر دو شخصیت را در یک صحنه کنترل کنید و با تصمیم گیری های خود به سود یک شخصیت و ضرر شخصیت دیگر عمل کنید. در این بازی دیگر شاهد داستان از پیش نوشته شده نیستیم که با انتخاب های ما در طول بازی عوض شود، بلکه داستان با هر انتخاب و تصمیم ما به گونه ای دچار تغییر می شود. به همین علت باید گفت دیترویت تا آخرین ثانیه غیر قابل پیش بینی است.
از سری نکات مثبت این بازی Playstation 4 می توان به موارد متعددی اشاره کرد از قبیل :

  • روایت چند شاخه ی بازی
  • لحظات تصمیم گیری جذاب در بازی
  • پرداخت دقیق بحران درونی شخصیت کانر
  • گرافیک فنی فوق العاده بازی

و همچنین موارد منفی این بازی نیز به این شرح است:

  • شخصیت پردازی و داستان گویی اکثر کاراکترها کلیشه ای است
  • عدم پیشرفت قابل توجه در گیم پلی
  • استفاده بیش از حد از پیام های اخلاقی پیش پا افتاده
  • عدم دنیا سازی و ایجاد کردن حس غوطه وری
  • ریتم بازی در لحظاتی که در حال تصمیم گیری نیستیم، سقوط می کند
  • صداپیشگی و نقش افرینی یکنواخت و تک بعدی شخصیت ها.

نمونه های منتشر شده برای این بازی خبر از بازی خوبی می دهند. البته شاید برخی از کاربران انتظار نمره های بالاتری را داشتند؛ ولی به هر حال این ساخته نمره های خوبی دریافت کرده است. پس از تمامی صحبت ها می توان این گونه استنباط کرد که نمره های این بازی، خبر از تجربه ای می دهند که یقیناً کاربران این بازی ها را راضی خواهد کرد. همچنین باید اضافه کنم که اکثر منتقدین از پایان های مختلف بازی و تاثیر تصمیم گیری در روند بازی رضایت دارند و شخصیت پردازی این اثر را هم با کیفیت می دانند.

مرکزخرید دات کام

  مانی
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × یک =