اطلاعاتی جدید از سیستم مبارزات بازی Hellblade

بازی Hellblade

کمپانی نینجا تئوری موفق به خلق اثری شده که تا سال ها مانند ستاره ای در کارنامه این کمپانی می درخشد، بازی Hellblade از هر نظر قوی تر از یک بازی معمولی و تنها سرگرم کننده ظاهر شده است. داستان بازی آنقدر خوب و پر محتوا هست که مخاطب خیلی راحت می تواند با آن ارتباط بر قرار کند و تا ساعت ها سرگرم شود.

بازی Hellblade
بازی Hellblade

غنی ترین بخش بازی که به جرات می توان به عنوان بی نقص ترین بخش نیز از آن یاد کرد بخش داستانی بازی است؛داستان بازی آنقدر خوب و پر محتوا هست که مخاطب خیلی راحت می تواند با آن ارتباط بر قرار کند و تا ساعت ها سرگرم شود،بگذلرید جمله ی خودم را اصلاح کنم چرا که استفاده از کلمه ی سرگرم شدن در این بازی بسیار بی انصافی است، شما در طول بازی با بند بند وجودتان با شخصیت اصلی این بازی ارتباط بر قرار می کنید و از رنج و ناراحتی او رنج خواهید برد.

روایت و خط داستانی بازی به قدری پر جزئیات است که شما نا خواسته خود را بجای سنوئا (شخصیت اصلی) می گذارید. متاسفانه باید بگم در این بازی شما گاهی از شدت رنج ها سنوئا به شدت ناراحت خواهید شد و وجودتان پر می شود از حس همدردی برای او بدون شک نینجا تئوری داستانی را به نمایش گذاشته است که توانسته است احساس شما را با خود درگیر کند و کمتر کسی در انتهای بازی به جز حس تحسین حس دیگری برای این اثر هنری داشته است.

بازی از آنجایی شروع می شود که سنوئا به شدت عاشق شخصیتی بنام دیلیون است؛عشق او از مدت ها قبل به او نه تنها کم نشده بلکه عطش این عشق هر روز تنها سنوئا را بیشتر عاشق می کند؛حال دیلیون در این دنیا نیست و قدرت این عشق باعث می شود که سنوئا ماموریتی را شروع کند.

هدف از این ماموریت آزادی روح دیلیون است که در گرفتار نیروهای اهریمنی و شیاطینی است؛در این راه با موجودات گوناگون و معماهایی زیادی برخورد خواهید کرد؛اما از همه مهتره سایه سیاه نیروهای اهریمنی است که سنوئا را تحت تاثیر خود قرار می دهندو

از همان ابتدای بازی کشمکش های درونی بین سنوئا و صدای داخل سرش وجود دارد،جالب اینجاست که تا آخر بازی این کشمکش ها بیشتر می شود و همچنین سنوئا نیز بیشتر تحت تاثیر این نیروهای اهریمنی قرار می گیرد؛تا جایی که در خیلی از زمان های بازی شاهد از هم گسیختگی روانی سنوئا هستیم.

نینجا تئوری در به نمایش گذاشتن این کشمکش ها هیچ چیز کم نگذاشته است و به قدری در نمایش این صحنه ها خوب عمل کرده است که شما بدون شک یک طرف این مبارزه خیر و شر هستید.

بخش مبارزه ای بازی Hellblade

در بخش مبارزه ای نقطه ضعف هایی دیده می شود که متاسفانه از بازی ای این چنین فوق العاده چنین ایرادی بسیار بد است چرا که اگر بخش مبارزاتی بازی کمی متنوع تر بود ممکن بود این بازی به بهترین بازی این سبک تبدیل شود،اما با شروع بازی متوجه می شوید که فنون شما از محدودیت ها بسیاری برخوردار است بطوریکه تنوعی در نحوه اجرا فنون توسط شما وجود دارد و با بالا رفتن مراحل نیز تغییر و یا پیشرفتی در این فنون ایجاد نمی شود. حریفان و دشمنان شما با اینکه قدرت زیادی دارند اما از هوش مصنوعی پایینی برخوردارند بطوریکه با چند بار مبارزه کردن با آن ها قلق کشتن آن ها دستتان خواهد آمد و مشکلی در کشتن آن ها نخواهید داشت.

بازی Hellblade
بازی Hellblade

متاسفانه شما حتی در بخش مبارزه با غول های این بازی هم چالشی را تجربه نمی کنید و با دفاع خوب و زمان بندی خوب می توانید به راحتی این غول ها را شکست دهید. دیده شما دراین بازی از روی شانه سنوئا است که با اینکه بعضی اوقات در چرخش آن به مشکل می خورید اما در کل باعث جذابیت مبارزات شده است.

در کل می توان گفت بخش مبارزه ای این بازی نقاط ضعف زیادی دارد که با گذشت مراحل برای شما تکراری می شود و دیگر برای شما چالشی بوجود نمی آورد. که این تفاسیر با اعلام قدیم این کمپانی مغایرت هایی دارد چرا که قبل از عرضه یکی از اعضای نینجا تئوری مبارزات بازی Hellblade را بسیار تاکتیکی و چالشی خوانده بود البته او به این مورد که دشمنان شما کم است اشاره کرده بود.

علاوه بر بخش مبارزاتی بازی شما باید معماهای گوناگونی را تا انتهای بازی حل کنید که هرچه نینجا تئوری در بخش مبارزاتی ضعیف ظاهر شد؛در این بخش توانسته است یک بازی با کیفیت را به نمایش بگذارد، معماهای بازی که عمدتا بصورت پازل است شما را بسیار درگیر خود می کند و باید با پیدا کردن سرنخ های مختلف و تغییر زاویه دید اینه معماها را حل کنید.

بازی از لحاظ فنی و کیفیتی بینظیر است،البته ممکن است در طول بازی با بعضی از باگ ها روبرو شوید ولی در غیراینصورت این بازی با خلق محیط هایی وهم آلود و با جزئیات بالا نمره ای بالا از کاربران و منتقدان گرفته است،گرافیک بازی آنقدر بالا طراحی شده است که شما حتی اعکاس نور را به طور کامل می توانید ببینید و در کنار این ها جزئیات طراحی شده برای شما و دشمننانتان آنچنان خوب و با کیفیت است تا مدت ها آن را از یاد نمی برید.

طراحی محیط های بازی Hellblade و نحوه ی روایت داستان بصورتی است که با ایجاد محیط ها کم نور و پر نور تعادلی بین امید و سیاهی درست کرده است،البته عمدتا بازی در حال تزریق ترسی نهفته به شما است که این امر با باران های مدوام و تاریکی های مطلق تشدید شده است.

از تمام این ها بگذریم و به قسمت صداپیشگی و موسیقی این بازی برسیم؛بدون شک یکی از قوی ترین بازی ها در زمینه صوتی است؛موسیقی بازی کیفیت بسیاری دارد و این موسیقی با کمک محیط های اطراف شما چنان تجربه ای را برای شما خلق می کند که در کمتر بازی شاهد آن بوده ایم.

یکی از نقاط قوت این قسمت بخش کشکمش های درونی سنوئا است،که صحبت ها و زمزمه های زیادی با خودش می کند و جواب هایی نیز می شنود؛این سوال و جواب به زیبایی هر چه تمام تر تنظیم شده اند و باعث زنده پنداری هر چه بیشتری شخصیت شما می شود.

در کل می توان بازی Hellblade را داستان عشقی دانست که هیچ چیز جلودار آن نیست و برای رسیدن به هدف باید دل به تاریکترین نقاط دنیا زد.

  مانی
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهارده − 9 =