بررسی بازی The Last of Us

The Last of Us

بازی The Last of Us، داستان شیوع ناگهانی یک بیماری وحشتناک است که کنترل ذهن و مغز افراد را تحت تاثیر قرار داده و آنها را مسخ می کند.

The Last of Us
The Last of Us

در گوشه ای از این دنیای بزرگ، نامه ای به دست ناتی داگ می رسد که از طرف یکی از کاربران بازی معروف The Last of Us است. او در این نامه توضیح می دهد که سال ها به همراه پدرش بازی های معروف این شرکت را بازی کرده است و در کنار هم اوقات خوش و به یاد ماندنی را سپری کرده اند. سپس اتفاقی رخ می دهد و پدر در اثر بیماری، مجبور می شود در منزل مانده و استراحت کند. اما این موضوع رابطه ی شیرین پدر و فرزند را تغییر نمی دهد و آن ها باز هم کنار هم ساعات خوشی را سپری می کنند.

این بار آن دو، بازی TheLast of Us را آغاز می کنند و در کنار هم تجربه می کنند. این بازی خود دریایی از احساس و تجربه است که به راحتی و در اولین دقایق بازی طوفانی در درون انسان به پا می کند که به سختی فروکش می کند.

کاربر در نامه ی خود عنوان می کند چندی پیش پدرش در اثر این بیماری فوت می کند و او را با دنیایی خاطره از این بازی، رها می کند. او برای تجدید این خاطرات به یاد ماندنی بار دیگر بازی را به تنهایی انجام داده و یاد پدر را گرامی می دارد. او این نامه را جهت تشکر از ناتی داگ ارسال کرده تا بگوید بازی The Last of Us زندگی او را دستخوش تغییر قرار داده است.

داستان بازی لست آف آس

بازی The Last of Us، داستان شیوع ناگهانی یک بیماری وحشتناک است که کنترل ذهن و مغز افراد را تحت تاثیر قرار داده و آنها را مسخ می کند. افراد مبتلا به این بیماری رفتارهای وحشیانه ای از خود بروز می دهند و به جان مردم می افتند. در این میان، رابطه ی پدر و فرزند هم مورد حمله قرار می گیرد و شخصیت اصلی داستان در اتفاقی، دختر خود را از دست می دهد.

۲۰ سال از شیوع این بیماری خطرناک می گذرد و به جوئل (شخصیت اصلی داستان) ماموریت داده می شود، دختری ۱۴ ساله را به گروه FireFlies برساند. این دختر در برابر بیماری مقاوم بوده و اکنون تصمیم دارند از خون وی پادتن بسازند. جوئل در راه انجام ماموریت خود با چالش هایی روبرو می شود و احساس پدرانه ی او که ۲۰سال است در اعماق قلبش رسوب کرده، دوباره زنده می شود.

گرچه در این داستان با زامبی های قاتل روبرو نیستم، داستان بازی The Last of Us روایتگر آخر زمان بوده و افراد مبتلا به این بیماری زامبی های متفاوتی هستند. شکل ظاهری این افراد تغییر یافته و بسیار وحشتناک شده اند و صدای آنها نیز وحشتناک تر از قیافه هایشان است. بیماران، موجوداتی چندش آور و بیچاره ای هستند که فقط قوه ی شنیداری آنها فعال است و از این طریق جای دیگران را تشخیص می دهند.

ن The Last of Us روایتگر وجود دشمنانی است که روزی چون ما بودند و در میان ما می زیستند و اکنون تبدیل به بزرگترین دشمنان هم نوع خود شده اند که برای حفظ بقای خود تمام احساس و عواطف انسانی را زیر پا له کرده و اقدام به کشتار هم می کنند. در واقع همان مثال قدیمی را به یاد می اندازد که انسان ها روزی هم دیگر را خواهند خورد و این اجتناب ناپذیر خواهد بود. در این داستان عمیق و واقعیت گرایانه به شما نشان می دهد که در دنیای آتی باید بی رحمانه بکشی تا زنده بمانی.

شخصیت پردازی بازی The Last of Us، تکرار مکررات نیست و با شیوه ای جدید روبرو می شوید. هر شخصیت در جریان داستان، عمق و بعد خود را پیدا می کند و در حد شخصیت اصلی برای بازیکنان اهمیت دارد. تا جایی که باید لحظه ای درنگ کرد و از خود پرسید به راستی شخصیت اصلی داستان کدام یک است؟ این داستان به وضوح نشان می دهد در چنین شرایط فاجعه باری، چگونه افراد غریبه و ناآشنا، برای نجات هم نوعان خود و رسیدن به دوران طلایی بشر، در کنار یکدیگر قرار گرفته و به هم کمک می کنند. گرچه این دوران، دوران خودخواهی ها و بی رحمی است، اما می توانند با کمک به یکدیگر از این منجلاب رهایی یابند.

The Last of Us
The Last of Us

داستان The Last of Us با وجود شخصیت های ترسناک و چندش آورش، در رده ی داستان های ترسناک قرار نخواهد گرفت. جریان عشق آنقدر در رگ های آن دویده است که در اولین برخورد، تمام احساس تان تحریک می شود. دیالوگ ها و گفتگوی شخصیت ها عامل تقویت کننده ی این ماجراست تا کاربران نیز با تمام وجود خود آن را درک کرده و گاه خود را جای شخصیت های بازی فرض کنند.

The Last of Us سبکی جدید و منحصر فرد در روایت داستانی ترسناک و لبریز از عشق است که تجربه ی آن تنها بازی و تفریح نبوده و در کنار ساعت ها سرگرمی، می توان زندگی را از بعد دیگری آموخت.

  مانی
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × چهار =